ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
درس هايي از قرآن

تاريخ پخش   ::  1366/4/18بايگاني سالانه - 1366
  
 
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.

بســم اللّه الرّحمن الرّحــیم
بحث امروز ما خشونت است یعنی جایی كه مهربانی لزومی ندارد. در اسلام یكی از فروع دین تبری و تولی است. تولی و تبری یعنی جایی مسلمان باید دوست داشته باشد و جایی هم نباید دوست داشته باشد. بحثی كه داریم درباره خشونت‌های لازم است، یعنی آنجایی كه آدم باید خشونت داشته باشد. حدود بیست وپنج آیه به دست آوردم و دسته بندی كردم تحت عنوان خشونت‌های لازم.
البته اساس اسلام بر رحم است. ما در نماز در هر 24 ساعت، كلمه رحم را می‌گوئیم. در اسلام داریم باید به دشمن هم رحم كرد. اصل دین رحم است. حتی یك مجرمی را برادران كمیته و ژاندارمری كه می‌خواهند بگیرند، وارد ماشین كه شدند باید سلام كنند، در حین اینكه مجرم است. در بعضی جاها باید رحم كرد. اما یك مواردی هست كه رحم لازم نیست:
در برابر كفر، در برابر شرك، نفاق، ظلم، فساد، گناه، ترسوها و تن پروران، مجالس باطل تقاضاهای نابجا و ترك اولی و. . .
 در برابر كفر! قرآن می‌گوید: «تَبَّتْ یَدا أَبی‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ»(مسد/1). «تَبَّتْ» نفرین است یعنی قطع بشود. برای اینكه «ابی لهب» كافر بود. قرآن می‌فرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ»(فتح/29). كافر هستند، شما باید نسبت به كافر «اشداء» داشته باشید. قرآن می‌فرماید: به كفار بگو «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ»(كافرون/6) و در جای دیگر داریم كه اگر نزدیكترین فامیلت «إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإیمانِ»(توبه/23) طرفدار كفر بود، شما با او قطع رابطه كن. پسر، خانم، شوهر، عمو، دایی و هر كس كه هست باید با او قطع رابطه بشود.
پس آیات درباره كفر: 1- «تَبَّتْ یَدا أَبی‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ» 2- «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» 3- «لَكُمْ دینُكُمْ وَ لِیَ دینِ»، 4- «إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإیمانِ» آیات زیادی داریم كه انسان در برابر كافر باید خشونت داشته باشد.
 و اما در برابر شرك! خدا نسبت به پیغمبرش تشر می‌زند. «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُك»(زمر/65) اگر مشرك بشوی همه كارهایت راپودر می‌كنم. «وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْك»(اسراء/86). اگر بخواهیم آنهایی كه به تو وحی كردیم، از تو می‌گیریم. در جای دیگر می‌گوید: «وَ تَاللَّهِ لَأَكیدَنَّ أَصْنامَكُمْ»(انبیاء/57) بخدا قسم بت‌هایتان را تكه تكه می‌كنم. بله ابراهیم مهربان است اما در برابر شرك، نمی‌شود مهربان بود. اصل اسلام بر مهربانی است.
نصف لیوان آب را اگر بریزی دور اسراف است. امام عزیز می‌فرماید: اسراف گناه كبیره است. اما گاهی باید بیست كیلو طلا را آتش زد. بله دین ما دینی است اگر گاهی می‌گوید: «نصف لیوان آب را نریز دور» و گاهی هم می‌گوید: «صد كیلو طلا را از بین ببر» كجا؟ قرآن می‌گوید: با طلا سامری گوساله ساخته بود و مردم را دور این گوساله جمع كرده بود. حضرت موسی آمد و گفت: «وَ انْظُرْ إِلى‏ إِلهِكَ الَّذی ظَلْتَ عَلَیْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفاً»(طه/97) چون این گوساله بت شده، من این بت رامی شكنم. با اینكه طلاست، طلا را می‌سوزانم و بعد به دریا می‌ریزم. بتهایی كه حضرت ابراهیم تبر برداشت و تكه تكه كرد، «فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً»(انبیاء/58) همه قیمتی بود. وقتی مزار و قبر آرامگاه رضا شاه را خراب كردند، امام فرمود كار خوبی بود. پس گاهی كاخ، گاهی طلا، گاهی بت و. . . برایش هزینه شده، عیبی ندارد، باید خراب شود. مهم نیست كه برایش هزینه شده باشد. یك جاهایی باید آدم بزند شیشه را بشكند و فكر اسراف و گناه را نكند. در مجموع آنجایی كه در مقابل كفر و شرك است باید خشونت داشته باشیم.
 خشونت در برابر نفاق! منافق زنده و یا مرده است و یا منافق ساختمان دارد.
قرآن برای منافق زنده می‌گوید: «وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ»(توبه/73) یعنی نسبت به منافق غلیظ باش. برای منافق مرده قرآن می‌گوید: «وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِهِ»(توبه/84) سر گور منافق نروید. اگر خویش و قوم بود، چون منافق است سر قبرش نروید. «وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً» به مرده‌اش نماز نخوانید و سر گورش هم نروید. نسبت به زنده‌اش هم خشن باشید.
برای ساختمان منافقین باید بگویم كه مسجد ضرار را منافقین ساخته بودند، درست در مقابل مسجد پیغمبر كه به اسم نماز بروند و در آنجا توطئه كنند. فرمود: مسجد است، هزینه شده است، اما مسجد را خراب كنید و زمینش را زباله دان نمایید. ساختمان منافقین را خراب كنید به دلیل مسجد ضرار.
 خشونت در برابر ظلم! برای امیرالمومنین خبر آوردند كه لشگر معاویه به جایی حمله كرده است و ریخته‌اند در یك خانه‌ای و زینت زن را از دستش و پایش كشیده‌اند. (خلخال و دستوار و گشوار همه اینها را به عنوان زینت در آورده اند) حضرت امیر فرمود: «فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً»(نهج‏البلاغه، خطبه 27) اگر یك مسلمان از غصه بمیرد حق دارد. چرا در یك مملكت اسلامی به یك زن كافر باید توهین بشود؟
پسر نوح پسر پیغمبر بود. (آخر بعضی‌ها می‌گویند ما سید هستیم، ما هم مخلص جد سادات هستیم) اما پسر نوح چون بد بود، حضرت نوح فرمود: پسرم دارد غرق می‌شود. جواب آمد: «وَ لا تُخاطِبْنی‏ فِی الَّذینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ»(مومنون/27) نسبت به ظالم شفاعت نكن «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِك»(هود/46). پسر تو از اهل تو نیست. پسر پیغمبر چون مسیرش با تو نیست، پس نسبت به ظالم به من شفاعت نكن. اصولاً در روایت داریم: «بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ»(كافى، ج‏5، ص‏58). یعنی آدم باید در یك جایی عبوس باشد. اصلاً یكی از اسم‌هایی كه ما روی بچه‌هایمان می‌گذاریم «عباس» است. عباس یعنی كسی كه نسبت به كفار عبوس می‌كند. یعنی نفاق، منافق و كفر را می‌بیند خودش را عبوس می‌كند. اینكه می‌گویند: آدم باید با همه مردم یك جور رابطه داشته باشد، یا آدم باید مردم داری كند، اشتباه است. ما باید خداداری كنیم. ما نباید بچه‌داری، همسرداری و مردم‌داری كنیم، آن چیزی كه باید اول باشد خداداری است. منتها خدا می‌گوید: «اینجا با رحم باش» می‌گوییم: «چشم». خدا می‌گوید: «آنجا خشونت داشته باش» باید بگوییم: «چشم»
 اما خشونت در مقابل فساد! حدیث داریم اگر كسی فساد ببیند و خشن نشود، این زنده نیست، مرده است. دو رقم مرده داریم. مرده عمودی و مرده افقی. این‌هایی كه در قبرستان هستند مرده افقی هستند. اما اگر باد به ریه و شش آدم برود ولی وقتی فساد می‌بیند، عصبانی نشود، این مرده است. حدیث داریم كسی كه فساد ببیند با دست و فكر، زبان و روحش تنفر و انزجار از خودش نشان ندهد «فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الْأَحْیَاءِ»(تهذیب‏الأحكام، ج‏6، ص‏181) مرده است.
- خشونت در مقابل تحریف! اگر كسی قانون خدا را تغییر می‌دهد، باید با او به خشونت برخورد كنیم. خدا در قرآن یك جوری با پیغمبرش حرف می‌زند كه انگار هیچ رودرواسی ندارد. گاهی آیه می‌گوید: «إِنَّكَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»(زخرف/43)، «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ»(قلم/4) آیات زیادی داریم كه از پیغمبر تجلیل می¬كند، اما گاهی هم می‌گوید: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاویلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ»(حاقه/46-44). اگر خواسته باشی غیر از آنچه به تو گفته‌ایم بگویی، شاهرگ تو را می‌زنیم «لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتینَ» رگ‌های گردنت را قطع می‌كنیم. با اینكه خدا رحمت للعالمین است و پیغمبرش را هم «رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»(انبیاء/107) قرار داده است، اما اگر بنا شد قانون خدا جور دیگر معنا شود، با كسی رودرواسی نداریم.
گاهی وقت‌ها آدم یك چیزی می‌شنود و می‌بیند خلاف است. می‌گوید: «ما اگر برویم و بگوئیم نانش آجر خواهد شد» ما این همه شهید دادیم، كه شما هر چه دیدی، برای اینكه رفاقت بهم نخورد، هیچ نگویی؟ در حكومت اسلامی تمام افراد در مقابل فساد مسؤولیت دارند.
 خشونت در مقابل فسق! امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَغْضَبُونَ»(نهج‏البلاغه، خطبه 106). به یك عده می‌گوید: «ای بی غیرتها! پیام‌ها و حرف‌های خدا از بین می‌رود، ولی شما خم به ابرو نمی‌آورید؟ چقدر بی غیرت هستید. چرا غیظ نمی‌كنید. البته یك جاهایی باید ستارالعیوب باشیم. چیزهای فردی را حق نداریم كه از لای روزنه در ببینیم و نه اجازه داریم از بالای پشت بام ببینیم كه چه كار كرد. گناهان فردی به ما ربطی ندارد، هر كس در خانه خودش آزاد است. اما اگر یك كس نسبت به نظام گناه و توطئه می‌كند، در برابر آن مسؤول هستیم.
مسأله این است كه مثلاً یك وقت یك راننده مست است و صدای الاغ در می‌آورد، به ما ربطی ندارد. اما یك راننده مست است و مسافر سوار می‌كند. اگر ساكت باشیم، یك ساعت دیگر همه مسافرها را نابود می‌كند. اگر مسأله مربوط به نظام شد، مسؤول هستیم. قرآن می‌گوید: اگر در یك مجلس نشسته‌اید و می‌بینید فساد می‌شود «فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ»(نساء/140) حق ندارید بنشینید. در مجموع اینكه اسلام غیرت می‌خواهد.
مثلاً در ماشین نشسته‌ای، می‌گویی: آقای راننده! می‌شود نگه داری كه ما نماز بخوانیم؟می‌گوید: «نه اینجا نمی‌شود» می‌گویی: «خوب بعداً قضایش را می‌خوانیم» و خیلی راحت از كنار آن می‌گذری. اما اگر همین آقا ساكش از پشت ماشین بیفتد، بگوید كه آقای راننده می‌‌‌شود نگه داری ما ساك را بر داریم؟ اگر راننده بگوید: نه! داد می‌زند كه نگه دار! نگه دار! یعنی آن مقدار كه برای چمدان داد می‌زنیم و جوش می‌زنیم، برای نمازمان جوش نمی‌آوریم. اگر در یك معامله‌ای یك چیز را گران بخریم، روی دستمان می‌زنیم كه‌ای وای گران خریدیم. اما اگر از خواب بلند شویم نمازمان قضا بشود، نمی‌گوییم: «وای نمازمان قضا شد». انسان باید یك غیرت مذهبی داشته باشد و در مقابل گناه جوش بیاورد. اگر جوش نیاورد این مریض است.
 خشونت در مقابل ترك اولی! یك روز امام رضا را دیدند كه با آن اخلاق عظیم و خوبش، شلاق گرفته و می‌زند! گفتند: آقا شما امام رضا هستی، چرا اینگونه عمل می‌كنی؟ فرمود: من به رئیس این كارگرها گفتم هر كارگری كه می‌آوری، بگو چقدر به تو می‌دهم. و او اینگونه عمل نكرد. چون حدیث داریم كارگر را اول بگویید كه چقدر می‌دهم و قبل از اینكه عرقش خشك بشود پولش را بدهید.
شخصی یك غلام سیاهی را آورده بود و كار می‌كرد. امام رضا پرسید: چقدر با تو طی كرده است؟ گفت: هیچ. از مسؤول پرسید چقدر طی كرده‌ای؟ گفت: طی نكردیم، آین آدم بدبختی است و هر چه بدهیم راضی است. امام رضا شلاق را به جانش كشید. مگر به تو نگفتم كه كارگر را باید اول حقش را مشخص كنی؟
یادم نمی‌رود طلبه بودیم منبر می‌رفتیم(ماه رمضان و ماه محرم) آخر ماه رمضان به ما پاكت می‌دادند، جانمان درمی‌آمد كه این چقدر است؟ دنبال این بودیم كه در اولین فرصت یك جایی این پاكت را بشمریم و ببینیم چقدر است. حالاخودم كه پول به آقا می‌دهم از اول می‌گویم آقا این مثلاً دو هزار تومان است.
امام رضای به آن خوش اخلاقی شلاق دست می‌گیرد كه چرا حق كارگر را ندادی؟
امیرالمومنین به عثمان بن حنیف یك نامه می‌نویسد كه شنیدیم رفته‌ای سر یك سفره‌ای كه همه پولدارها بوده‌اند و محرومین، فقرا و مستضعفین نبودند. چرا رفتی سر سفره اشراف نشستی؟ امیرالمومنین می‌خواهد یك خطی را بكوبد. آن خط چه خطی است؟ پولدارها دنبال هم سور بخورند و خبر از محرومین نداشته باشند. این خط باید كوبیده بشود. چند ماه پیش امام هم فرمود: اگر ما ببینیم یك خطی دارد كج می‌رود. افشاگری می‌كنیم، ولو به قیمت این باشد كه فردی یا گروهی آبرویشان بریزد.
من اینجا چند تا تذكر بدهم. یكی اینكه گفتم اسلام دین رحم است و بعضی جاها باید خشونت داشته باشیم اماخشونت‌ها مقدار دارد.
زمانی بین دو گروه جنگ شد. گروه(الف) یك نفر از گروه(ب) را كشت. گروه(ب) دو نفر از گروه(الف) را كشت و همینطور ادامه داشت تا اینكه آیه نازل شد. «فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ»(اسراء/33). درست است باید قصاص كرد، اما یكی به یكی.
امیرالمؤمنین وصیت كرد ابن ملجم یك ضربت زد شما هم یك ضربه به او بزنید.
انتقاد از بچه تجدید شده اشكالی ندارد. همین مقدار كه مادرش بگوید: چرا تجدید شدی؟ كافی است. اما بگوید: تو كه تجدید شدی بلند شو و ظرفها را بشور. تو كه تجدید شدی بلندشو و برو در را باز كن. حدیث داریم كه اگر پشت سر هم نیش بزنید این بچه لجباز می‌شود. اگر بچه خطایی را هم انجام داد یك بار بگویید. خشونت مقدار دارد. اما بیش از اندازه باشد خوب نیست. حدیث داریم با بچه قهر بكنید، اما بچه را نزنید. حدیث داریم كه امیرالمؤمنین به بچه‌ها گفت سلام ما را به معلمتان برسانید. اگر خواست تنبیه بدنی كند سه تا ضربه بیشتر نزند. آن هم سه تا ضربه‌ای كه جایش سرخ و سیاه نشود. در حدی كه بچه بفهمد معلم از او ناراحت شده است. حدیث داریم كه اگر هم خواستید تنبیه كنید مثلاً یك زنی یا مردی كه فاسد است می‌خواهید شلاق بزنید، اگر زمستان است بگذارید هوا داغ بشود. اگر تابستان است صبر كن هوا خنك بشود.
گاهی وقتها زمستان بود و دستهایمان یخ كرده بود، حالا معلم هم می‌آمد و كتك می‌زد. در فقه هم آمده كه قاضی وقتی گرسنه است، قضاوت نكند. چون ممكن است گرسنگی و تشنگی در قضاوتش تأثیر بگذارد. خشونت لازم است اما حد دارد. یك حدیث داریم شلاق را داده بودند به قنبر گفتند: بزن! این عوض چند تا سه تا اضافه زد. حضرت شلاق را گرفت و قنبر را خواباند و سه ضربه اضافه را به خودش زد.
آخر گاهی وقتها جلوی بچه حزب اللهی را كه می‌گیرند، قهر می‌كند و استعفا می‌دهد. می‌گوید: آقا ما این همه در مملكت خدمت كردیم، شبها تا صبح پست داده‌ایم، حالا یك جا هم دسته گل آب داده‌ایم. كارهایی كه انجام داده‌ای خدا اجرش را بدهد، اینجا كه دست گل آب دادی را هم باید جریمه‌اش را بپردازی، این طور نیست كه حالا شما حزب اللهی هستی، بتوانی عوض پنجاه ضربه، پنجاه و یك ضربه شلاق بزنی.
من یك زمانی دیدم یك مجرمی را كه می‌خواستند شلاق بزنند، آوردند جلوی دكان پدرش. شلاق را كه زدند پدر هم خجالت كشید و مغازه را بست و رفت خانه نشست. كجای دین ما می‌گوید كه اینگونه عمل كنید كه آبروی پدر هم برود؟ اگر من مجرم شدم پدر من چه گناهی كرده؟ ما گاهی وقتها در اجرای حكم خدا گناهان متعدد می‌كنیم. ما اگر حتی نیش بزنیم خلاف است. حدیث داریم، اگر مجرم می‌برید شلاق بزنید در راه به او نیش نزنید. خلاصه اینكه در اسلام خشونت داریم، اما خشونت قانون دارد.
برادرها مواظب باشید وقتی می‌روید عبادت كنید، در راه عبادت جنایت نكنید. یك كسی لجن بر می‌داشت به دیوار سفید می‌نوشت كه نظافت را رعایت كنید. گفت خدا می‌داند كه این نصیحت تو، بیشتر كثافت كاری است. نكند كه گناهی را در راه اصلاح جرم انجام دهید. مواظب باشیم كه اگر می‌خواهیم نصیحت بكنیم وسط راه خودمان دچار اشتباه نشویم.
نماز جمعه فراموش نشود.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»