قرآن كريم براى تربيت بشر در چند مورد مىفرمايد: خداوند رقيب و عالم به اعمال شما است «ان اللَّه كان عليكم رقيباً»(211) همانا خداوند بر اعمال شما مراقب و حافظ و آگاه است. «و كان اللَّه على كل شئ رقيباً»(212). خداوند ناظر و نگهدار هر چيز است. «فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم»(213) حضرت عيسىعليه السلام مىگويد: هنگامى كه مرا از ميانشان گرفتى تو خود مراقب آنها بودى. و از آيات قرآن به دست مىآيد كه همه اعمال و حركات و گفتار و حتى نفس كشيدنها و افكار و نيتهاى انسان در نامه عملش ثبت وضبط مىشود و براى حساب قيامت باقى مىماند. بنابر اين بر هر انسان مؤمن لازم است مواظب و مراقب نفس خويش باشد كه گناه نكند و فرائض الهى از او ترك نشود. قرآن مىفرمايد: «و وضع الكتاب فترى المجرمين مشفقين مما فيه و يقولون يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضراً و لا يظلم ربك احداً»(214) و كتاب نهاده مىشود پس مجرمين را مىبينى كه از آنچه در نامه عملشان به ثبت رسيده ترسانند و مىگويند: اى واى اين كتاب چگونه هيچ امر كوچك و بزرگ را فرو نگذاشته مگر آنكه آن را به شمار آورده است و همه اعمالشان را حاضر مىيابند و پروردگارت به هيچ كس ظلم نمىكند. «يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً و ما عملت من سوء تودلو انّ بينها و بينه امداً بعيداً»(215) روز قيامت هر كسى هر عمل خيرى را انجام داده حاضر مىيابد و نيز هر عمل بدى را مرتكب شده حاضر مىيابد و آرزو مىكند كه بين او و عملش فاصله زيادى باشد. «ما يلفظ من قول الالديه رقيب عتيد». هيچ سخنى را بر زبان نياورده جز اينكه (براى ثبت آن) فرشتهاى حاضر و مراقب است. قال علىعليه السلام: «رحم اللَّه عبداً راقب ذنبه و خاف ربّه»(216) خداوند رحمت كند بندهاى را كه مواظب نفس خويش باشد (گناه نكند) و از خداوند خود بترسد. غزالى گويد: شخص مراقب بايد به حركات و سكنات خود توجه كند ببيند آيا كارهاى او براى خداوند است يا براى هوا و هوس، و كمترين چيزى كه به آن مىرسد اين است كه بداند اگر آن كار مباح است و لكن مقصود نيست آن را ترك كند چرا كه پيامبر مىفرمايد: «من حسن اسلام المرء تركه ما لا يعنيه»(217) قال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله وسلم: «عّودوا قلوبكم الترقب و اكثروا التفكر و الاعتبار»(218) دل هايتان را به انتظار و مراقبت عادت دهيد و بسيار بيانديشيد و پند گيريد. مرحوم فيض كاشانى مىفرمايد مراقبت دو قسم است: 1. مراقبت كسانى كه به پايه تقرب رسيدهاند و از مقربين محسوب مىشوند؛ به اين است كه از عظمت و جلال خدا كاملا مراقبت مىكنند و قلب را مستغرق جلال او مىدانند و از هيبت او شكسته حالند و نمىتوانند به ديگرى توجه كنند و اين افراد كسانىاند كه به غير از خدا نظرى ندارند و خداوند كارهاى ديگر آنان را كفايت مىكند. 2. مراقبت مردم پرهيزكار كه اصحاب يميناند و آنها مردمى هستند كه كاملاً مىدانند خدا از ظاهر و باطنشان با خبر است و ملاحظه جلال و جمال او آنان را به وحشت نيانداخته و دلهاشان به حد اعتدال باقى است و از هر عملى كه باعث افتضاح عالم آخرت آنها مىشود خوددارى مىنمايند.(219)
211) نساء، 1. 212) احزاب، 52. 213) مائده، 117. 214) كهف، 49. 215) آل عمران، 30. 216) غرر. 217) محجة البيضاء، ج 8، ص 162. 218) كنزالعمال، ج 3، ص 106. 219) حقايق، ص 304.
|