قرآن مىفرمايد: «من تزكى فانما يتزكى لنفسه»(64) هر كس تزكيه نفس كرد به سود نفس خويش قدم برداشت «ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه»(65) بعضى از مردم جان خود را در برابر خشنودى خداوند مىفروشند. حضرت علىعليه السلام فرمود: «الا انّه ليس لانفسكم ثمن الا الجنه فلا تبيعوها الاّ بها»(66) آگاه باشيد كه ارزش جان و نفس شما به اندازه بهشت است پس نفس خود را نفروشيد مگر به بهشت. و نيز مىفرمايد: «من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه»(67) آن كس كه كرامت نفس خود را پاس مىدارد هرگز به گناه پست و موهونش نمىسازد. امام سجادعليه السلام مىفرمايد «من كرمت عليه نفسههانت عليه الدنيا»(68) كسى كه به كرامت نفسانى خود توجه دارد دنيا و ماديات نزد او بىارزش است. پاسخ: اكنون به پاسخ سؤالى كه قبلاً مطرح كردهايم مىپردازيم و مىگوييم: انسان دو نفس و دو خود دارد: 1. خود اصلى و «من» اصيل و واقعى. 2. خود فرعى «من» طفيلى به تعبير ديگر انسان يك نفس انسانى و جان روحانى و روح ملكوتى دارد كه تعظيم و تجليل از نفس در قرآن و روايات راجع به اين نفس و خود است و يك نفس و خود حيوانى و شهوانى دارد و دستوراتى كه درباره جهاد و مبارزه با نفس يا توبيخ از نفس آمده راجع به اين خود حيوانى است در واقع انسان بيش از يك حقيقت و يك نفس نيست كه نفس او ملهم به فجور و تقواست كه اگر تقوا را كسب كرد به سعادت مىرسد و اگر فجور را كسب كرد به بدبختى مىرسد و اين حالات مختلف نفس است.«و نفس و ما سوّايها فالهمها فجورها و تقويها»(69) براى اينكه روشنتر شود كه بشر يك نفس انسانى و يك نفس حيوانى دارد دو آيه از قرآن كريم را بيان مىكنيم: قرآن كريم در برخى از آيات مىفرمايد: گروهى از مردم تنها مواظب نفس خويش هستند «قد اهمّتهم انفسهم»(70) و بعضى از آيات مىفرمايد: از كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كرده و در نتيجه خود را فراموش كنيد. «ولاتكونوا كالّذين نسوا اللَّه فانسيهم انفسهم»(71) بنابراين اگر انسان مواظب نفس خود باشد ديگر خود را فراموش نمىكند. و اگر خود را فراموش كند طبعاً مواظب و مراقب نفس خويش نيست تعارض ظاهرى اين دو آيه با توجه به اين حقيقت حل مىشود كه منظور از مواظبت بر نفس نفس حيوانى و خود طفيلى است و مقصود از فراموشى نفس، نفس انسانى و اصيل است.
64) فاطر، 18. 65) بقره، 207. 66) تصنيف، ص 278. 67) غررالحكم، ص 677. 68) تحف العقول، ص 278. 69) الشمس، 7 - 10. 70) آل عمران، 154. 71) حشر، 19.
|