ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
درس هايي از قرآن

تاريخ پخش   ::  1362/4/19بايگاني سالانه - 1362
  
 
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.

بســم اللّه الرّحمن الرّحــیم
بحثمان گناه بود. بحث‌های زیادی در زمینه گناه داشتیم. بحث اهمیت گناه و بحث تجاهر به گناه و كوچك شمردن گناه و گناهان كلیدی و گناهان نامرئی و جبران گناه و گناهان كبیره و گناهان افراد باشخصیت و زمینه‌های روانی گناه، زمینه‌های اقتصادی گناه، زمینه‌های سیاسی گناه، زمینه‌های گناه و همین طور هر روز یك بحثی را دنبال كردیم و الان بحثمان این است كه عوامل بازدارنده از گناه چیست؟
عامل دوم را داریم بحث می‌كنیم. عامل اول فكر در عواقب گناه، دوم توجه به حضور خدا و ثبت اعمال، كه بحث امروز ما همین جمله است. این خط سیر بحثمان بوده. بحث بیست و پنجم از مباحث گناه شناسی، موضوع عوامل بازدارنده گناه كه یك موضوعش فكر در عواقب گناه كه دو جلسه دربارة فكر صحبت كردیم. یك جلسه هم الان دربارة این كه توجه داشته باشد انسان، به این كه خدا حاضر است. خوب این خیلی مسألة مهمی است و البته این حرف هم كه می‌خواهم بزنم از دهان من هم بزرگتر است این حرفی است كه باید امام بزند. باید اولیاء خدا این حرف را بزنندولی حالا فرض كنید یك ضبط صوتی هستم که نقل می‌كنم. چون مسأله خیلی بالاست، عالی ترین درجة عرفان است، عالی ترین درجة یقین و ایمان است كه انسان در هر حال خدا را حاضر بداند و دنیا را محضر خدا بداند و این حرف راكسی بزند كه از خدا غافل است این شرمندگی است. حالا امیدوارم بحث را كه گوش می‌دهید وقتی دعا می‌كنید به خودتان به همه دعا كنید، عمومی دعا كنید كه شامل ما هم بشود.
مسألة ایمان به حضور خدا! در قرآن زیاد آیه داریم كه خدا شما را می‌بیند. خدا می‌شنود. علامة طباطبایی وقتی در نجف تحصیلاتش را می‌كند می‌خواهد بیاید ایران خدمت استادش می‌رسد می‌گوید: یك نصیحت به من بكن، می‌خواهم بروم ایران، نصیحتی كه یادگاری باشد! ایشان می‌فرماید: بهترین نصیحت‌ها كلام خداست و قرآن می‌فرماید كه: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏»(علق/14) نمی‌داند بشر به این كه خدا <یری> می‌بیند او را؟ این آیة قرآن است كه استاد علامة طباطبایی به عنوان آخرین كادو و سوغاتی و نصیحت و سفارش آخربه علامه می‌كند. آیا نمی‌داند بشر كه خدا او را می‌بیند؟ خدا می‌بیند، «یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ»(غافر/19) خدا می‌داند خیانت‌های چشم هارا، و آنچه مخفی می‌كند صدور. صدر یعنی سینه، یعنی آنچه در دلها می‌گذرد. می‌داند خیانت چشم هارا، یعنی یك كسی كه به یك كسی نگاه می‌كند ظاهرش این است كه نگاه می‌كند اما در این نگاه چه می‌خواهدبگوید؟ نگاه عاشقانه است. نگاه عارفانه است. نگاه طبیعی است. نگاه شهوتی است. نگاه تهدیدی است. نگاه می‌كندبترساندش، نگاه آزمایشی است، نگاه می‌كند ببیند فلانی چطور آدمی است. یك نگاه است اما پشت این نگاه‌ها، هدف‌ها چیست؟ گاهی یك كسی كسی را نگاه می‌كند، بفهمدكیست؟ چه كاره است؟ نگاه آزمایشی داریم. نگاه علمی داریم گاهی آدم به یك چیزی نگاه می‌كند یاد بگیرد. گاهی نگاه می‌كند كیف كند، گاهی نگاه می‌كند امتحان كند، گاهی نگاه می‌كند بترساند. گاهی نگاه می‌كند بی هدف، اصلاً هیچ هدفی ندارد، همین طور نگاه می‌كند.
قرآن می‌فرماید: خیانت‌های چشم هاراهم می‌دانم، یعنی این كه انگیزه این دوربین تلویزیون می‌دانی چیست؟ این دوربین تلویزیون لب من را كه به هم می‌خورد فیلمبرداری می‌كند. یعنی الان فیلمبرداری می‌كند كه لب من به هم می‌خورد یا این گچ به تخته كشیده می‌شود اما آیا این لب من كه به هم می‌خورد، این گچی كه تخته می‌شود هدفم این است كه از تلویزیون پول بگیرم؟ هدفم این است كه خودم را كاندیدا بكنم؟ هدفم این است كه خودم را مطرح كنم؟ هدفم این است كه اسلام را مطرح كنم؟ آن وقت اسلام را مطرح كنم اگر كسی دیگر بیاید جای من اسلام را مطرح كندخوشحالم یا این كه اسلامی می‌خواهم كه خودم هم گوینده‌اش باشم؟ هزارها نیت خبیث و ده‌ها نیت پاك ممكن است باشد كه این را دیگر دوربین علم و صنعت مادی نمی‌تواند فیلمبرداری كند این دوربین خداست كه از دل من فیلمبرداری می‌كند. «یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ» خیانت‌های چشم و آنچه که مخفی كند، آنچه سینه‌ها مخفی می‌كند وآنچه زیر پردة نگاه شماست خدا می‌داند. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیباً»(نساء/1) قرآن می‌خوانم برایتان. به درستی كه «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیباً» خداوند مراقب شماست. راستی اگر این ایمان مطرح بشود، دیگر لازم نیست آدم در اداره بگوید: چراكم كاری می‌كنی؟ مأمور اداره وقتی پشت میز می‌نشیند می‌داند خدا رقیب اوست. راستی دیگر لازم نیست كه آدم بگوید كه جاسوس بگذارد، چون یك ناظر قوی همیشه با ماست. رقیب است و عجب رقیبی! «وَ كانَ اللَّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطاً»(نساء/108) خداوند احاطه دارد بر شما. «أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فی‏ أَنْفُسِكُمْ»(بقره/235) آیه‌ها خیلی روشن است. خدا آنچه در روح شماست می‌داند. «وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ»(مائده/99)
«و الله» یعنی خداوند «یعلم» می‌داند «ما تبدون» آنچه را كه اظهار می‌كنید «وَ ما تَكْتُمُونَ» وآنی را كه كتمان می‌كنید. هر چه می‌خواهی كتمان كن. خدامی داند و جالب این است كه خدا می‌گوید «وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ»(بقره/72)
بالاخره نمی‌شود كسی خودش را انقلابی جازن كند ولی ضد انقلاب باشد. بنی صدر باشد یا قطب زاده باشد یا دیگری. «وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ» یعنی خدا اخراج می‌كند «ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ». اگر انسان ایمان به این داشته باشد دلیلی ندارد كه منافق باشد چون خداوعده داده دلیل ندارد دو سه رقم بازی كند خدا وعده داده هر چه در دل هست می‌آورد بیرون، دیر یا زود مشتت را بازمی كند. خوب من اگر بناست فردا رسوا بشوم از حالا رسوا می‌شوم. دلیل ندارد، صاف بگو، راستش را بگو. «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ»(ق/18) «ما یلفظ» یعنی تلفظ نمی‌كند «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ» تلفظ نمی‌كند هیچ كلامی، هیچ كلامی تكان نمی‌خورد لب از لب «إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ» مگر این كه نزد او، هر چه بگویی دو فرشته ضبط می‌كنند. خوب می‌شود كسی اینها را باورش بیاید؟ دنیا محضر خدا باشد. خودش در حضور خدا باشد، ایمان به علم خدا داشته باشد! چرا در قرآن این همه گفته «إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ» یعلم علیم این همه كه می‌گویند خدا علیم است عالم است یعلم در زیارت ماه رجب برایتان بخوانم «یَا مَنْ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ»(المصباح‏كفعمی، ص‏254)‌ای خدایی كه می‌دانی در دل آنهایی كه ساكتند. خیلی‌ها ساكتند اما در دلشان چیزهایی می‌گذرد «یَا مَنْ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ»‌ای خدایی كه می‌دانی صامت، یعنی ساكت ضمیر یعنی درون. ‌ای خدایی كه درون افراد ساكت را می‌دانی. «یَا سَامِعَ كُلِّ نَجْوَى»(كافى، ج‏2، ص‏560)‌ای كسی كه هر نجوا و تنگ گوشی در عالم بشود تو می‌شنوی. «اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ»(نهج‏البلاغه، حكمت 324) تقوا داشته باشید و از گناه دوری كنید. شاهد خودش حاكم است. آخر بعضی هامی گویند حاكم شرع با شاهد فرق می‌كند حاكم شرع كسی است و شاهد كس دیگر. اگر جایی حاكم شرع خودش حاكم باشد این دیگر آدم راه پس و پیش ندارد. اگر شاهد كس دیگر باشد می‌شود آدم بگوید آقای آیت الله‌ای حاكم شرع این شاهدان دروغ می‌گویند اما اگر حاكم شرع گفت خودم هم دیدم دیگر آدم هیچی، «فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاكِمُ»، همانی كه شاهد است همان هم حاكم است وقتی كه همانی كه شاهداست همان هم حاكم است دیگر آدم از چه كسی چیزی را مخفی می‌كند؟ «لَا تَهْتِكُوا أَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ یَعْلَمُ أَسْرَارَكُمْ»(نهج‏البلاغه، خطبه 203)، پرده‌ها را پاره نكنید كسی كه سر شما را می‌داند پرده‌ها را نزد او پاره نكنید. خوب 49 مرتبه در قرآن می‌خوانیم سمیع. 51 مرتبه در قرآن می‌خوانیم بصیر. 100 مرتبه سمیع و بصیر در قرآن هست. خوب، یكی از عوامل بازدارندة گناه ایمان به علم خداست. این كه در خداشناسی بحث‌هایی می‌كنند دربارة صفات خدا، و یكی از صفات خدا را علم خدا مطرح می‌كنندبه خاطر همین است كه ایمان به علم خدا این نقش را دارد. رد شویم. در اینجا داستان‌هایی هست كه گاهی صحنه‌های گناهی می‌خواسته پیش بیاید همین مقدار كه خدا حاضر است و حتی اگر یك بچه‌ای گاهی انسان را ببیند، آدم بفهمدكه بچه می‌فهمد یك گناهانی را می‌كند كه می‌خواهد بابا و نه‌اش هم نفهمد، یك گناهانی می‌كند كه می‌خواهدهمسرش هم نفهمد، می‌خواهد بچه‌اش هم نفهمد آن وقت این ضعف ایمان است كه آدم گناه را انجام بدهد و برای حضور خدا ارزشی قائل نباشد.
خدایا تو را به مقام محمد و آل محمد ایمان به حضور خودت را در ما زنده كن. هر چه انسان بیشتر یاد خدا بكند از گناه دورتر می‌ماند، چون انسان كه ازخدا غافل شد غفلت مایة همه بدبختی هاست. غفلت از استعداد باعث شد كه ما توسری خور ابرقدرت‌ها بشویم. یعنی غافل بودیم كه می‌توانیم. الان كشورهای مستضعف، این كشورهای عربی مسلمان كه توسری می‌خورند وخودشان را فروختند به خاطر این است كه غافل شدند از استعدادشان. غفلت از این كه ایمان چه نقشی دارد. علت این كه آمریكا و محاسباتش، شوروی و محاسباتش لق شد به خاطر این كه غافل بودند از نقش مكتب. هم ما غافلیم ازنقش مكتب، هم ما غافل بودیم از نقش مكتب هم حالا كه ما توجه به مذهب و خط ولایت فقیه آوردیم. حالا كه ما ازغفلت بیرون آمدیم آنها غافل بودند كه مكتب چه می‌تواند بكند و لذا هی برنامه ریزی كردند، برنامه ریزیشان، محاسبتشان به هم خورد. آنها غافل بودند از نقش مكتب و لذا محاسباتشان به هم خورد ما هم غافل بودیم از مكتب و لذا بله قربان گو بودیم. ما از غفلت آمدیم بیرون آنها گرفتار غفلتند. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً»(طه/124) كسی كه خدا را از فكرش، از روحش، كسی كه از خدا اعراض كرد زندگیش تلخ می‌شود. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد/28) آدم گاهی دلهره دارد چه می‌شود آینده‌ام چه می‌شود. فردا چه می‌شود، بمیرم چه می‌شود. بچه هایم چه می‌شود. همه‌اش انسان می‌گوید: چه می‌شود اما كسی كه ایمان به خدا دارد دلش آرام است. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»، قرآن می‌فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری»(طه/14) نماز بخوان برای این كه نماز یاد ما را در تو زنده می‌كند. آن وقت وقتی نماز یاد خدا را در مازنده كرد «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»(عنكبوت/45) چه كنیم كه گناه نكنیم؟ نماز بخوانید. چون بحثمان بحث گناه است. عوامل بازدارنده از گناه چیست؟ قرآن می‌گوید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» نماز با توجه انسان را از فساد بازمی دارد. برای این كه انسان روزی چند مرتبه می‌گوید «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعینُ» فاتحه/5 فقط باید بندگی خدا باشد نه بندة شرق نه بندة غرب، نه بندة زور، نه بندة تزویر. فقط از خدا باید كمك بگیریم. نه كمك از شرق نه كمك از غرب. «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ»(فاتحه/6) خدا باید ما را هدایت كند. «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ»(فاتحه/4) ما در برابر تو جواب باید پس بدهیم. مالك قیامت تو هستی. حاكم و شاهد ما تو هستی. اگر كسی نماز بخواند الله اكبر او بزرگ است. خدا بزرگ است. بزرگ‌تر از. . . . . ، بزرگ‌تر ازفكرها، بزرگ‌تر از گفتنی‌ها، بزرگ‌تر از نوشتنی‌ها، بزرگ‌تر از آنچه وصف بشود، اگر این نماز با توجه خوانده بشود قرآن وعده داده «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» نماز انسان را از فحشاء و منكر بازمی دارد. این كه نمازهای ما نماز نیست به خاطر این كه نمازهای ما مثل تخم پوك است. تخم پوك سبز نمی‌شود. مغز ندارد. نمازی كه توجه ندارد تخمه‌ای است كه پوك است سبز نمی‌شود. «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ»(نهج‏البلاغه، خطبه 193) امیر المؤمنین می‌فرماید: كسی كه خدا پهلویش بزرگ شد، دیگران و چیزهای دیگر پهلویش كوچك است. كسی كه خدا پهلویش بزرگ شد چیز دیگر كوچك است. آقا صدتومان گیرمان آمد. الله اكبر خدا بزرگ‌تر از این صد تومان هاست. آقا نمی‌دانی چه كیفی بود. خدا بزرگ‌تر ازاین دنیاست و كیفهای دنیا. دنیا و همه كیفهایش و همه سرمایه هایش«مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ»(نساء/77) چیزی نیست. الله اكبر او بزرگ‌تر است. آقا یك كتكش زدم جگرم حال آمد. الله اكبر رضای خدا بهتر از این است كه تو راضی بشوی و جگر تو حال بیاید. اگرانسان این معنای الله اكبر را در خودش زنده كند و خدا باید این الله اكبر را در ما زنده كند نه این كلاس‌ها می‌تواند نقشی داشته باشد بی نقش نیست، آنی كه بیشتر نقش دارد این است كه لطف خدا باشد. یكی از زنهای بهایی مسلمان شده بود بردندش خدمت یكی از مراجع. آقا پرسید چه چیزی باعث شد كه تو مسلمان شدی؟ آیا كتاب خواندی؟ كسی باتو بحث كرد؟ دلیل این كه مسلمان شدی چه بود؟
این زنی كه بهایی بود و مسلمان شده بود گفت یك لحظه لطف خدا. تا گفت یك لحظه لطف خدا آن مرجع پیرمرد بزرگوار آنقدر گریه كرد آنقدر گریه كرد كه نمی‌توانست خودش را نگه دارد دستمال را درآورد و زار زار گریه كرد. یك لحظه خدا باشد، كه انسان دنیا پهلویش هیچی باشد. آن روحیه‌ای كه خداوندبه رزمندگان ما داده می‌گویند: خدا بزرگ‌تر است و آدم هم هست كه اگر درختش خشك بشود پای درخت می‌نشیند گریه می‌كند. كشاورزی كه برای خشك شدن درختش گریه می‌كند او خدا پهلویش بزرگ نیست درخت پهلویش بزرگ است اگر یك ارتشی یكی از قپه‌های سر دوشش پایین و بالا شد، هشتش هفت شد، یا هفتش هشت شد، یك خورده قپه ودرجه‌اش بالا و پایین شد، بازاری اگر صد تومان كم و زیاد شد، كاندیدا شده، رأی كم آورده رفت خواستگاری دختر بهش ندادند، ماشین نو خریده بود تصادف كرد، ماشینش لوله شد، كسانی كه پاگرفتن این و آن از یك درخت و ماشین و صدتومان پول و یك قپه این طور پایی و بالا می‌روند، اینها واقعش این است كه باید معتقد بشوند. یعنی خدا پهلویشان بزرگ نیست. «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری» اگر نماز خدا را در نظر ما بزرگ كند آن وقت «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ» خدا پهلوی آدم بزرگ بشودچیزهای دیگر پهلوی آدم كوچك است.
چرا هر چه حادثة تلخ است می‌روند پهلوی امام و امام مثل كوه ایستاده؟ چرامرحوم طالقانی رحمة الله علیه می‌فرمود هر وقت من اعصابم خورد می‌شود در بن بست قرار می‌گیرم می‌روم خدمت امام آنجا یك خورده حال می‌آیم برمی گردم. چطور72 تن وقتی شهید می‌شوند همه مسؤولین مملكتی فكرمی كنند كه اگر امام متوجه بشود چه می‌شود. آن وقت در خانة امام می‌روند رادیو را برمی دارند امام سرش را كج می‌كند می‌گوید چیست؟ رادیو رامی خواهید بردارید؟ من ساعت 6 شنیدم. بعد می‌بینند نه. یك ذره امام تكان نمی‌خورد. چگونه است كه آخر مسألة هفتادو دو تن را هر كس شنید دوست و دشمن سوختند البته دشمنان. . . نه دشمنان گول خورده، بی تفاوتهایی كه بنی صدر بودند والا آن مهره‌های اصلیشان كه خودشان طراح قصه بودند. این چه مسأله‌ای است كه هر حادثه‌ای یعنی اگر تمام دنیا زیر و رو شود امام یك ذره تكان نمی‌خورد؟ یعنی بیشترین مشكلات كردة زمین متوجه امام زمان(ع) است و آرامترین دلهای كره زمین قلب مبارك حضرت مهدی است. چی توازن را حفظ می‌كند؟ شما الان اگربفهمی كجا زلزله شده، كجا سوخته، به كی زدند، چه كسی را خوردند، آبروی چه كسی را ریختند شما اگر از ده تا ظلم باخبر بشوی دیگر خوابت نمی‌برد. امام زمان(ع) از تمام جنایت‌های كر زمین با اطلاع است. از امام زمان(ع) كه در سطح عالم هست بگذریم در جمهوری اسلامی خودمان در یك منطقة كوچك بیشترین مشكلات را شخص امام معتقداست و اعصاب كسی كه از همه در این مملكت قوی‌تر است اعصاب امام است. چه مسأله‌ای است كه هر چه مشكلات بیشتر می‌شود اعصاب قوی است چی است قصه كه از پا در نمی‌آید؟ <ما اوذی نبی كما اوذیت> روایتی داریم كه پیغمبر فرمود هیچ پیغمبری به اندازة من اذیت نشد. هیچ رسولی به اندازه رسول اسلام اینقدر زجر نكشید و چطوراینقدر دلش آرام است؟ چرا ما صد تومان گول می‌خوریم؟ و چرا او هر چی. . امیر المؤمنین کیست؟ اگر به من دوهزار تومان دادند امضاء می‌كنم، بیست هزار تومان دادند امضاء می‌كنم صد هزار تومان بدهند یك دروغ می‌گویم اماامیر المومین می‌فرماید والله اگر هستی را بدهند به علی كه پوست جو از دهان مورچه بگیرم نمی‌گیرم. او چه کسی است؟ آن اهرم چیست؟ كه همه مفاسد هستی را می‌داند. حضرت مهدی دلش آرام است. همه مشكلات جمهوری اسلامی را تقریباً امام می‌داند و اعصابش از همه اعصاب‌ها قوی‌تر است. و هستی را می‌دهند به امیر المؤمنین علی(ع) كه پوست جو از دهان مورچه بگیرد، می‌گوید: این مقدار هم ظلم راضی نیستم. دنبال این كیمیابرویم. كیمیایی كه در آزمایشگاههای مادی قابل تجزیه و تحلیل نیست. این چیست؟ «یاد خدا» به همین خاطراست كه می‌گویند دعا بخوانید. این دعای جوشن چه دعایی است. خیلی دعای مهمی است. هزار كمال برای خدا. هزار وصف برای خدا. «یَا مَنْ لَا مَفَرَّ إِلَّا إِلَیْه یَا مَنْ لَا مَفْزَعَ إِلَّا إِلَیْه»(المصباح كفعمی، ص‏252)‌ای خدایی كه هر جا فرار كنیم باز هم باید بیاییم سراغ خودت. خوب وقتی انسان این طور دارد با خدا مناجات می‌كند خدایا هر جا فرار كنم زمین توست خوب دیگر كجا فرار كنم. «یَا مَنْ لَا مَفْزَعَ إِلَّا إِلَیْه» «یَا مَنْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِه»(المصباح كفعمی، ص‏252) «یَا غَالِبُ غَیْرَ مَغْلُوبٍ»(جمال‏الأسبوع، ص‏278)‌ای كسی كه پیروز می‌شوی و محال است شكست بخوری. به هر حال توجه به خدا، یاد خدا، ذكر خدا، همین الله اكبرها این كه گفتند ذكر خدا را بگویید برای همین جهت است. هرچه بیشتر ما خدا را در زندگیمان مطرح كنیم، هر چه بیشتر خدا را به خودمان تلقین كنیم، هر چه بیشتر روح خودمان را بایاد خدا خیس بدهیم، در حوادث محكمتریم. و لذا خودكشی در ایران از كشورهای غربی کمتر است. هر كشوری مذهبی‌تر است هر كشوری ایمان بیشتر درش مطرح است ضعف اعصاب و خودكشی هم در آن كمتر است. اصولاً یك آدم ماركسیست دنیا را چه می‌داند. می‌دانید دنیا پهلوی ماركسیست چیست؟ برایتان بكشم عكسش را. جهان بینی ماركسیست. خوب آقایان ماركسیست‌ها جهان بینیشان این است، یعنی دیدی كه از هستی دارند تلقی و برداشتشان این است می‌گویند این هستی یك چیزی است اولش افتاده ما خبر نداریم، آخرش هم افتاده ما خبر نداریم. هستی كتابی است صفحات اول و آخرش افتاده. یعنی چه؟ یعنی می‌گویند این عالم هستی قبلاً هدف نداشته، طرح نداشته این هستی، چون خدایی نیست كه این هستی را به وجود آورده، چون آنها كه معتقد به خدا نیستند. می‌گوییم خوب این هستی از كجاست؟ می‌گوید هیچ طرح قبلی نبوده، همین طوری درست شده طراح هم نبوده، همین طوری درست شده. هدف هم نبوده نه طرح بوده نه طراح بعد ما همین طور كم كم یك چیزهایی درست شدیم. خوب بعد بعد هم كه می‌میریم هیچی نه حساب است و نه كتاب است و نه مسؤولیت است و نه هیچی. قبلش هیچی بودیم بعد از مردن هم می‌شویم هیچی. زندگی میان دو هیچ. هدف چیست؟ اصول دین سه تاست خوراك پوشاك مسكن. تلاش دنیا برای چیست؟ تلاش دنیا برای زندگی و رفاه خوب شما دم از كارگر می‌زنی می‌خواهی چه كنی؟ می‌خواهی خوراك وپوشاك و بیمه و مسكن و كارگر را برسانی خوب كارگر بعد از این كه زندگیش تأمین شد بعد. بعدش هیچی. خوب اگربناست بعدش هیچی از الان هیچی یعنی همه كارگرها را جمع كنید همه را بسوزانید. مثل سینما ركس. اگر بناست بعدش هیچی از حالا هیچی. این مثل این می‌ماند كه آدم می‌خواهد یك سالن را منفجر كند تلفن كند الو آقا لطفاً این كولرها را نصب كنید برق بكشید پرده‌ها را بزنید فرش كنید صندلی‌ها را تمیز كنید یا الله بلندگوها را همه را بگذاریدخوب بعدش چی؟ می‌خواهم منفجر كنم. خوب اگر می‌خواهی منفجر كنی من برای چی اینقدر زحمت بكشم؟ راستی اگر بناست بعد از زندگی بشویم هیچی! یك سؤال می‌كنم ما چه دلیلی دارد الان باشیم از یك ماركسیست بپرسم بگو اصلاً به چه دلیل باشم. به خاطر این كه شما می‌گویی عمری جان بكنم بعدش بشوم هیچی، همین الان دستم رامی گذارم به سیم برق. من كه بعد از شصت سال جان كندن می‌خواهم بشوم هیچی از حالا می‌شوم هیچی. تو اگرمی خواهی با بنزین مرا بسوزانی چرا می‌بری طبقة هفتم از همین جا بنزینم بزن. این قدر بالا رفتن از پله‌ها برای چیست؟ آنها زندگی برایشان نمی‌دانم چطور معنا دارد. آقا خدمت به خلق. خلق مگر اینها نیستند؟ خوب الان شما خلقید. بسم الله بنده بیایم فدای خلق بشوم. خوب شما چه كسی هستید؟ شما موجوداتی هستید تصادفی یعنی خدا نیست. هدف نیست. نقشه نیست. نه طرح است نه طراح نه مسؤولیت نه وظیفه هیچی همین طوری، همین طوری درست شد. پس شما یك چیزی همین طوری. من هم یكی چیزی هستم همین طوری.
وقتی من و شما صاحب نداریم حساب هم نداریم. الان در این خانه‌ای هم كه زندگی می‌كنیم خانه هم خانه صاحب حسابی ندارد پس دوتا آدم بی صاحب و بی حساب در یك خانة بی صاحب و بی حساب تصادفاً به هم خورده‌ایم. آقا من مسؤولم. نخیر من چرافدای تو شوم تو فدای من شو. دلیل ندارد كه من فدای خلق بشوم. خلق باید فدای. . . . برای این كه تو هیچی بودی هیچی می‌شوی بنده هم هیچی بودم هیچی می‌شوم، هدف و برنامة قبلی هم در كار نبوده. دو تا موجودی كه قبلش هیچی بعدش هیچی، بی نقشه، بی هدف، بی طرح، بی طراح، یك مرتبه به هم خوردیم این وسط خوب! حالامن فدای تو بشوم چه خبر است؟ تو فدای من شو. اصلاً چرا باشم من می‌خواهم همین الان سیم را پاره كنم دستم رابگذارم روی سیم. من كه بعد از یك عمر می‌شوم هیچی از همین الان خودم را هیچی كنم. یك پنجاه سال غصه به نفع من است. تمام اصلاً فكر ماركسیستی من نتوانستم بفهمم كه اگر راستی خدا را از هستی برداریم بهترین راهها این است كه همان آن، آدم خودش را بكشد. به خاطر این كه می‌خواهم بعد پنجاه سال جان كندن بشوم هیچی خوب از حالامی شوم هیچی. من نمی‌فهمم خدا را از هستی برداریم چه می‌ماند. به چی آدم دلش خوش است. خوراك، خوب گاوكه بیشتر می‌خورد. پوشاك تازه انسان‌های پولدار پوست گرگ را برمی دارند یك خورده یقه پشت گردنشان یا پوست پلنگ یا پوست شغال یا پوست چی، یعنی ما خیلی متمدن كه شدیم از سی وجب از چند متر پوستی كه روی شغال است یك وجبش گیر پشت یقة ما می‌آید. وقتی خیلی پولدار شدیم. آن وقت پوست شغال دیگر اتو و پرو و دوخت نمی‌خواهد. ازدواجش هم مهریه و دفتر ازدواج اصولاً زندگی را ایمان را اگر از آن برداریم چی می‌ماند. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً»(طه/124) خدا را از هستی برداری زندگی می‌شود تلخ. زود آدم زمین می‌خورد. پشتوانه ندارد. شما اگرنفت را از پشت اسكناس یا طلا یا خزانه را از پشت اسكناس برداری اسكناس می‌شود چی؟ كاغذ. اسكناس، اسكناس است به خاطر پشتوانه. اصولاً ایمان تنها نیرویی است كه انسان را از درون اصلاح می‌كند. یاد خدا انسان را از درون اصلاح می‌كند. این قوانین حقوقدانان اول كه دروغ می‌گویند ما یك ریال یك فلز ارزش ندارد یعنی اگر حقوقدانان بین الملل بیایند از خیابان‌های تهران بروند این شهر 6 و 7 میلیونی من فكر نمی‌كنم یك بچة 8 سالة ایرانی به یكی از اینهایك سلام بكند. بالاتر بگویم تمام ایرانی‌ها آنقدر تف می‌اندازند كه اینها در تف ایرانی‌ها غرق شوند. اصلاً ما ارزشی برای این حقوقدانان قائل نیستیم. كه اصلاً دیدند دزفول را، دیدند فلسطین را، دیدند ایران را، دیدند صدام را، دیدندتوحش را هیچ كاری نكردند.
پست ترین موجودات پهلوی ما حقوقدانان بین المللی هستند. حالا بر فرض اینها عوض شدند و یك مشت حقوقدان خوب آمدند روی كار. حقوقدانان بین الملل فقط می‌توانند یك قوانین. . . . درست كننددرون ما را می‌خواهند چه كنند. اگر یك چاه خشك است هی با سطل آب بهش ریختند این كه آبدار نمی‌شود. چاه باید از خودش آب داشته باشد. زیبایی باید از خود انسان باشد وگرنه بزك كردن با یك مشت آب از بین می‌رود. مردم ایمان به خدا كه اصل كاری است و موتور درونی است و آب درون چاه است، آن ایمان را كنار گذاشتند آن وقت می‌خواهند با قوانین كه طبق مادة فلان از قانون فلان و تبصرة فلان از فلان و فلان می‌خواهند با بخشنامه آدم درست كنند. آدم با بخشنامه درست نمی‌شود. قویترین عاملی كه انسان را درست می‌كند مسألة ایمان است. من باید ایمان داشته باشم كه آبی كه در جوی می‌رود مال مسلمانان است نباید بدزدم، نباید تف بیندازم، نباید خاكروبه بریزم، نبایدلباس آلوده و حتی غیر آلوده بشویم. من باید بدانم آب جوی مال مسلمان هاست. یك كسی آدم خدمت امام گفت آقا یك چاه آبی است من هم نیاز دارم به آب اجازه می‌دهی بروم در چاه غسل كنم؟ امام فرمود «لَا تُفْسِدْ عَلَى الْقَوْمِ مَاءَهُمْ»(كافى، ج‏3، ص‏65) آب مردم را خراب نكن. باید ایمان داشته باشم كه اگر من بروم در این چاه غسل كنم آب آلوده می‌شود، خدا راضی نیست اگر ایمان بود درست است والا اگر شما ایمان را برداشتی از طریق سپاه بهداشت. خوب تا او رویش را آن طرف كند گناه می‌كنی. ایمان. دنیا اگر پولی كه خرج جاسوس می‌كند بیاید خرج ایمان كند، ببینید خدا رقیب ماست لازم نیست از طرف كسی بازرس بیاید. ما پولی كه می‌دهیم به بازرسان كه بروند در اداره هاببینند كدام مأمور اداره كم كار می‌كند، یا خوب كار می‌كند پولی كه خرج بازجویی اداره‌ها می‌كنیم پول را خرج ایدئولوژی و ایمان اداره‌ها بكنیم حل می‌شود قصه. دنیا راه را گم كرده دنیا تحیر دارد. دنیا بیمار است دنیا مریض است. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْكاً»
یكی از راههایی كه انسان را از گناه بازمی دارد مسألة ایمان به حضورخداست. «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏»(علق/14) نمی‌بینی خدا می‌بیند «یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ»(غافر/19) نگاهت را می‌داند هدف از نگاهت را هم می‌داند. «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقیباً»(نساء/1) خداوند رقیب شما هست. آخرین شب جمعه ماه رمضان بحث را گوش می‌دهید، فرصت‌های آخر است. فردا روز قدس است. كشورهای اسلامی نفت دارند آدم هم دارند كمبودشان كمبود رهبر است. كمبود ایمان است. اگر یك رهبری می‌داشتند مثل رهبر عزیز ما كه فرموده: اگر هر مسلمانی یك سطل آب سر اسراییل بریزد اسراییل غرق می‌شود، اگر رهبرشان مثل رهبر ما فكرش این بود كه روز قدس كه روز قدس نیست روز اسلام است. و از افتخارات جمهوری اسلامی این است كه هفتة وحدت درست شد. از افتخارات جمهوری اسلامی این است كه روز قدس داریم.
روز قدس در كنار شب قدر است. شب قدر را پشت سر گذاشتیم. روز در كنار شب قدس در كنار قدر. شب قدر گذشت و روز قدس در پیش است. شب قدر ما با توبه از شر شیطان رهایی پیدا كردیم و روز قدس باید با راهپیمایی و فریاد وهمبستگی و وحدت از شر ابرقدرت‌ها مسلمان‌ها نجات پیدا كنند. شب قدر از گناه جستیم و روز قدس باید از شیطان بزرگ برهیم و این است نظر امام و سخن امام و رهبر انقلاب. آخرین شب جمعه است خداحافظیتان را بكنید با شب جمعة ماه رمضان. آیا از شب جمعه‌های ماه رمضان دیگر شما سهمی دارید یا سهمیه‌تان تمام شد. آیا خدا بخشیدتان یا نبخشید و رسول خدا فرمود: اگر ماه رمضان بگذرد و خدا شما را نبخشد معلوم می‌شود انسان خیلی بدبخت است.
امام زین العابدین(ع) آخرهای ماه رمضان جیغ می‌كشد ضجه می‌زند می‌گوید: خداحافظ‌ای ماه رمضان. هنوز نرفته خداحافظی می‌كند، می‌گوید: ‌ای ماه رمضان خداحافظ. دلم تنگ را داردمی گیرد. هنوز نرفته دلتنگ تو شدم. خداحافظ‌ای شب قدر. خداحافظ‌ای ماهی كه در تو گناهان ما بخشیده شد. خداحافظ‌ای ماهی كه در تو چشم‌های ماتر شد. خداحافظ‌ای ماهی كه شیطان در تو گم شد. خداحافظ‌ای ماهی كه عبادت‌های ما به خاطر تو قبول شد. خداحافظ‌ای ماهی كه یك آیه قرآن خواندن در ماه رمضان مثل یك ختم قرآن درغیر ماه رمضان است. خداحافظ‌ای ماهی كه هنوز نیامده امام زین العابدین منتظرت بود. خداحافظ‌ای ماهی كه هنوزنرفته دلتنگت هستم. خداحافظ‌ای ماهی كه آدم‌هایی كه قدرت را ندانند می‌گویند خوب شد تمام شد. خداحافظ‌ای ماهی كه آنهایی كه قدرت را دانند غصه می‌خورند كه چطور شد تمام شدی. و آخرین شب جمعه آخرین شب مناجات. باید حداكثر استفاده را بكنیم. برای خودمان، برای قدس عزیزمان. نماز جمعه را یادتان نرود. اهرم انقلاب درجمهوری ما نماز جمعه است. كسی قدر نماز جمعة ایران را می‌داند كه برود نماز جمعة سعودی را ببیند. دو تا خطبة نماز جمعة سعودی بیست دقیقه طول نمی‌كشد. دو تا خطبه هایش، آخوندش درباری، خطبه هایش ساده. یك مگس از نماز جمعة دنیا نمی‌ترسد. ودرود بر امام جمعه‌های ایران و درود بر نمازگزاران ایران. دهان روزه روی زمین داغ ساعت‌ها می‌نشینند و به خصوص تهران.
سلام بر جمعه تهران و سلام بر نماز جمعه تهران و سلام بر نمازگزاران روزجمعه. حقش این است كه خاك تهران سابق هر كس می‌آمد تهران بی دین می‌شد. یك پدری كه در شهرها بود به پسرش می‌گفت: تهران نرو بی دین می‌شوی، چون می‌روی آن جا فیلم می‌بینی، زن لخت می‌بینی. حالا هر كس می‌آیدتهران جماران می‌بیند. نماز جمعه می‌بیند. روی كل كرة زمین تنها جایی كه دانشگاه صدای الله اكبر بلند می‌شود تهران است. روی كرة زمین تنها جایی كه علم و دین با هم گره خورده دانشگاه است. و مردم تا می‌گویند دانشگاه تهران زن لختی در ذهنشان نمی‌آید. سجده گاه مردان خدا در ذهنشان می‌آید. وحدت در ذهنشان می‌آید. همبستگی درذهنشان می‌آید. كمك به جبهه در ذهنشان می‌آید. و این چه آبرویی برای دانشگاه شد و چه عزتی مسلمانان پیداكردند. نماز جمعه، راهپیمایی، روز قدس و آخرین سلام این كه اگر هر مسلمانی یك سطل آب سر اسراییل بریزداسراییل غرق می‌شود. خدایا آخرین شب جمعة ماه رمضان است اگر تا حالا ما را نبخشیدی تو را به مقام اولیائت ما راببخش. الهی امین خدا یا بحثی كردیم كه اهل عملش خیلی كم است. بحثی كردیم كه ایمان به حضور تو اگر ایمان بود مااز اول وضعمان درست بود. خدایا بحثش را كردیم خدایا تو را به مقام محمد و ال محمد این آیه‌ها و این بحث‌ها راعلیه خودمان روز قیامت قرار نده. الهی امین. خدایا ایمان به خودت را در ما روز به روز بیشتر كن. الهی امین. رهبر عزیزانقلاب را به سلامت بدار. الهی امین
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»